بالاخره برگزاری الکامپ شانزدهم رسماً به سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور واگذار شد. خبری که مدتها بود منتظر شنیدنش بودیم.
خب حالا چکار باید کرد؟!
فکر کنم این اولین سوالی بود که بعد از شنیدن خبر فوق تو ذهن همه ما نقش بست. واقعیت هم همینه که بیشتر تلاش و انرژی سازمان تا این مقطع زمانی صرف گرفتن این مجوز شده تا برنامه ریزی کامل برای اجرای کار. البته این مساله هم منطقیه و اگر هم بخواییم ایرادی بگیریم باید به اونهایی گرفت که تعیین تکلیف نمایشگاه رو اینقدر کش دادن.
به هر حال کاریه که شده و حالا دیگه باید رفت سراغ برنامه ریزی…
به نظر من، تمام اتفاقات رخ داده و حاشیه ها و… میتونه انگیزه خوبی برای ما (منظور تمامی اهالی ITیه) باشه تا عزم خودمون رو برای برپایی رویدادی متفاوت از دفعات قبلی جزم کنیم.
در طــول چند روز گذشته سعی کـردم با بررسی رویدادهای بین المللی مشابه و مطابقت دادن اونهـا با اوضاع و احـوال و فرهنگ خودمون، به یک چشم انــداز (یا بهتر بگم رویای شخصی) از الکـامپ ایــده آل خودم برسم. خبر برگزاری نشست هم اندیشی برگزاری باشکوه نمایشگاه الکامپ شانزدهم توسط سازمان نظام صنفی رایانه ای در روز چهارشنبه، بهانه ای شد تا بخشی از رویای خودم رو در قالب ۵ مبحث با دیگران به اشتراک بگذارم. امیدوارم دوستان هم در تکمیل این رویا کمک کنن:
پیش از هر چیز نظر من اینه که الکامپ رو نباید صرفاً یک نمایشگاه ICT دونست، بلکه بهتره با دیدی فراتر به اون نگاه کنیم:
«الکامپ یک رویداد مهم در ICT ایران است»
از هر هفت نفر شاغل در ایران، یک نفر برای دیدن بازیهای جام جهانی مرخصی میگیرد یا ساعت کاریاش را کاهش میدهد.
براساس تحقیقاتی که «ایران تلنت» انجام داده است، در ماههای خرداد و تیر امسال شرکتها افت قابل ملاحظهای را در بازده کاری تجربه خواهند کرد، چرا که تعداد قابل توجهی از کارمندان برای تماشای فوتبال از ساعت کاری خود استفاده میکنند.
«ایران تلنت» (IranTalent.com)، یکی از بزرگترین سایتهای استخدامی کشور، در روزهای ۲۳ تا ۲۶ خرداد امسال یک نظرسنجی اینترنتی انجام داد که نشان میدهد، براساس هشت هزار پاسخ افراد شاغل در ایران، از هر هفت نفر شاغل، یک نفر برای دیدن بازیهای جام جهانی مرخصی میگیرد یا ساعت کاریاش را کاهش میدهد. ادامه ی نوشته
مدتها بود که سعی داشتم یه نمودار مقابسه ای از سرویس دهی اینترنتی بانکهای ایران تهیه کنم. اطلاعاتم در مورد چند تا بانکی که توشون حساب دارم کافی بود ولی پیدا کردن اطلاعات در مورد سایر بانکها اونهم با اون دریای بیکران اطلاعاتی که توی وب سایتاشون ارائه می دن (که بعضی وقتها بیشتر آرزوهاشون رو نوشتن تا توضیح خدمات موجودشون رو!) تقریبا غیر ممکن بود.
شماره جدید عصر ارتباط کارم رو راحت کرد و یه گزارش مفصل منتشر کرد. فکر کنم بدرد شما هم بخوره:
نگاهی به وضعیت سرویسدهی سیستم بانکی کشور در فضای مجازی
بانک ملت و پستبانک، تنها بانکهایی هستند که در شبکه مالی کشور، تمام سرویسهای اینترنتی را روی درگاهشان ارایه میدهند.
به گزارش عصر ارتباط، در میان ۱۸ بانک کشور، تنها هشت بانک وجود دارند که سرویس ساتنا اینترنتی را ارایه میدهند و فقط ۹ بانک سحاب را به صورت اینترنتی سرویس میدهند. امکان خرید اینترنتی هم فقط از درگاه ۱۰ بانک وجود دارد. ۱۳ بانک هم موبایلبنکینگشان را فعال کردهاند و سرویسهای SMS بنکینگ و پرداخت اینترنتی هم از طریق درگاه ۱۶ بانک قابل دریافت است. ادامه ی نوشته
مدتها بود که قصد داشتم شجره نامه خانواده خودم رو تهیه کنم و نتیجه نهایی رو برای دسترسی خانواده و آشنایان در یک سایت اینترنتی قرار بدم، ولی برای انجام کار همیشه ۲ تا مشکل پیش رو داشتم که عملاً جلوی کار رو می گرفت:
۱. نداشتن اطلاعات کامل از شجره نامه خانواده (یا اصطلاحاً درخت خانواده) به این دلیل که اطلاعات در اختیار ۱-۲ فرد خاص نبود، بلکه خیلی منتشر و در اختیار تعداد زیادی از اعضاء خانواده بود. لذا دسترسی و همزمان کردن تمرکز افراد برای تبادل اطلاعات و اشتراک منابع خانوادگی سنتی و اصطلاحاً بهره گیری از دانسته های شبکه های اجتماعی فامیل [رجوع کنید به نوشته "شبکه های اجتماعی، نسخه الکترونیک مادربزرگ ایرانی"] کار راحتی نیست.
۲. پیاده سازی شجره نامه با توجه کلاف پیچیده برخی روابط فامیلی در یک قالب ظاهری (مثلاً نمودار) کاری بسیار پر دردسر و وقت گیره.
مشکلات فوق باعث شده بود که هر وقت اراده می کردم به سمت کار برم، ترس مواجهه با مشکلات فوق من رو منصرف کنه تا اینکه در طول ایام عید از فرصت بدست اومده استفاده کردم و عزم خودم رو جزم کردم که کار رو به نتیجه برسونم. اول نظرم این بود که برای حل مشکل دوم دنبال یه نرم افزار بگردم، پس رفتم سراغ اینترنت…
نتیجه برام باورنکردنی بود! ادامه ی نوشته

حول حالنا الی احسن الحال...
اول اینکه: عیدتون مبارک…
دوم اینکه: ببخشید که مثل همه اولین پست امسال رو با تعارفات و تبریکات و حرفهای زر ورق گرفته شروع نکردم.
۸۸ با تمام بدی ها و خوبی هاش به پایان رسید و ۸۹ از راه رسید.
تقریباً هر کسی که دیدم، از سال گذشته به عنوان سالی بد یاد کرده. نمی دونم چرا ولی شاید دلیلش این باشه که اتفاقات بد آنقدر زیاد بود که حتی کسی نمی تونه چند تاشون رو به عنوان بدیهای ۸۸ نام ببره و بقول معروف حساب از دست همه در رفته.
برای من هم ۸۸ سال خوبی نبود. گرچه اتفاقات خوب هم داشت ولی در مجموع سال مثبتی ارزیابیش نمی کنم. برای آی تی ایرانی هم نمیشه ارزیابی قاطعی از وضعیتش در سال ۸۸ داشت، ولی شاید بهتر باشه آی تی رو با سیر نرمال صعودی که بطور طبیعی باید داشته باشه مقایسه کنیم، که در این صورت باید بگم اوضاع خیلی چنگی به دل نمی زد.
به نظر من سال ۸۸ یه جورایی سال سرشکستگی عمومی جامعه هم بود.
بگذریم… اواخر سال که همه در جنب و جوش آماده شدن برای نوروز بودن، وقتی نگاه به واقعیتهای اطراف می کردم یه نکته نه چندان جالب نظرم رو بیشتر از همه چیز به خودش جلب کرد و اون «چهره جدید فقر» بود: ادامه ی نوشته
آخرین دیدگاه ها