خانه > IT در ایران > فرصت طلبی وزارت ICT در جا انداختن ایمیل ملی!

فرصت طلبی وزارت ICT در جا انداختن ایمیل ملی!

امروز در گزارشی که از طریق سایت تابناک منتشر شد به نکته جالبی برخورد کردم که مرا برای نگارش این توضیح ترغیب کرد.

در این سایت به نقل از سعید مهدیون، مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در خصوص مسدود شدن Gmail نقل شده است که: ” در مورد بسته شدن این سرویس اگر هر کسی اعتراضی داشته باشد باید به سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی منتقل کند ولی از نظر بنده این یک فرصت حساب می‌شود و باید مردم کشور به سمت ایمیل ملی هدایت شوند به عبارتی تا زمانی که ما به خارجی‌ها اعتماد کنیم توسعه فناوری اطلاعات در داخل نخواهیم داشت و این یعنی اینکه باید به دولت و کشور اعتماد کنیم. “

در همین چند جمله به ظاهر ساده می توان به نکات عمیقی اشاره کرد. از جمله:

۱. عادت همیشگی مسئولان دولتی در سلب مسئولیت از خود با شیوه «من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود» اولین نکته قابل تعمق است. ماشاالله در این مملکت همه به نحو احسن به وظایف خود عمل می کنند. مردم هم اگر مطالبه ای دارند، «به روی چشم، ولی اول طرف حساب خودشون رو پیدا کنن و به ما معرفی می کنند. حتماً رسیدگی می شه». حالا اگر کسی هست که برای پیدا کردن پرتقال فروش از کار و زندگی باز نمی شه بسم الله…

۲. با وجود قیل و قال خصوصی سازی شدن ها، اما هنوز می بینیم که تفکرات، تمایلی به خصوصی شدن ندارند و همچنان سایه های انقباض فکری در رفتارهای متولیان امر دیده می شود. در جهانی که مفهوم «حق با مشتری است» در هر بنگاه خصوصی که قدم بگذارید به وضوح دیده می شود، مدیران ما سمت و سوی معکوس را در پیش می گیرند، به این شکل که «من بهتر از مشتریان تشخیص می دهم چی به نفع آنهاست…!» و «باید مردم کشور به سمت ایمیل ملی هدایت شوند»

۳. سومین نکته جالب شیوه رقابت است. واکنش و رفتار شرکت فناوری اطلاعات در برابر ناکامی در بازار رقابت (در این مورد خاص، ارائه سرویس ایمیل) هم شایان توجه است. «به دلایل مختلف نمی توانیم جلب مشتری کنیم. پس در چنین شرایطی راحتترین راه که همان پاک کردن صورت مساله است را انتخاب می کنیم.» مثال مشابه این است که اگر مغازه ما فروش ندارد ولی رانت و قدرت خاصی دارم، ترجیحا درب مغازه همسایه را با دیوار می بندیم که مشتریان بالاجبار به ما مراجعه کنند. حال آنکه کالای ما به هیچ وجه قدرت رقابت با کالای مغازه همسایه را ندارد، یا اساساً کالایی که بشود نامش را کالا گذاشت نداریم.

جالبتر از همه اینکه برای این همه تفکر بی منطق، منطقی به نام “فرصت” هم چیده (اختراع) می شود…

این نوشته را به اشتراک بگذارید:
  • Balatarin
  • Donbaleh
  • Mahand.es
  • Cloob
  • Facebook
  • Twitter
  • del.icio.us
  • LinkedIn
  • MySpace
  • Google Bookmarks
  • Yahoo! Buzz
  • Technorati
  • email